ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

446

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

آگاه باشم ، تا بتوانم ويرا برايش عقد كنم . اگر براى تو آسان باشد ، يك سال در منزل من بمانى ، تا از اخلاقت آگاه شوم . خانه خانهء تو است و با نهايت ميل از تو پذيرائى مىكنم و اگر برايت مشكل است بمانى نزد خانواده‌ات برگرد و اگر خواستى به روى دستور مىدهم وسائل حركت تو را با هرچه لازم دارى فراهم نمايند ، تا بقبيلهء خودت برسى . صالح بن شيخ گفت : پدرم از قول جدم برايم نقل كرد : كه هر روزه خبرهاى متناقضى از اخلاق خواستگار مزبور به من مىرسيد ولى عميره تمام آنها را حمل بر صحت مىنمود و اخبار متناقضى كه از او مىرسيد ، همه را تكذيب مىكرد . پيش خود مىگفت : كسى كه او را مدح كند او را دوست دارد و آن‌كس كه از او مذمت نمايد ، با او دشمنى مىكند . لذا به خالد ( پسر عموى خواستگار ) نوشت : اما بعد فلانى نزد ما آمد و خواستگار دختر برادرم فلانه دختر فلان بود . اگر اخلاق او مثل و شبيه حسب اوست ، البته مايل به تزويج او هستم و موجب خوشوقتى ولى امر اوست . تو اگر عقيده‌ات نسبت به او طورى است ، كه من مايلم و پسر عم خود را مردى شايسته مىدانى ، عقيده و رأى خود را برايم بنويس . البته كسى كه طرف شور واقع شود ، در مشورت خود امين مىباشد . خالد در جوابش نوشت : مفاد نامه‌ات را فهميدم . پدر اين عموزاده‌ام بهترين فرد خانوادهء ما از حيث خلق و خلق بود . او مردى باگذشت و سخى بود ، نهايت آنكه مبتلى به فسق و فجور و از لحاظ اخلاق تند بود . مادر اين جوان هم زيباترين از حيث صورت و عفيف‌ترين زن بود ، نهايت آنكه فوق العاده عصبى و تندمزاج و بخيل و كم‌عقل بود كه بمانند او نديدم . اين عموزادهء من تمام بديهاى پدر و مادر خود را به ارث برده و از نيكىهاى آن دو چيزى به او نرسيده است . اگر با اين حال مايل به تزويج دختر برادرت با او هستى ، خود مىدانى و اگر نپذيرفتى اميدوارم خداوند براى برادرزاده‌مان خير بياورد . صالح گفت : چون جدم اين نامه را قرائت كرد ، دستور داد غذائى براى آن مرد خواستگار تهيه كردند . چون غذا حاضر شد ، او را بر يك ماده شتر جوانى سوار كرده و كسى با او همراه نمود تا از كوفه خارج شود .